منهاج سراج
282
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و رسم بلاد نيمروز آن بوده است در قديم كه قبايل را با هم قتال و مخاصمت بودى و هيچكس در شهر و روستا ، بى سلاح تمام نرفتى . چون عهد دولت به دو رسيد از هر قبيله گروگان بستد ، و در قلاع مقيد فرمود ، تا در هر قبيله كه خونى بناحق ريخته شدى ، مهتر آن قبيله را بدان حادثه مواخذه فرمودى . بواسطه آن قتال از ميان قبايل بر افتاد ، و ملك شمس الدين بهرامشاه دو كرت بغزو قهستان ملاحده رفت و جهاد بسيار كرد ، و امام شرف الدين احمد فراهى كه ملك الكلام عصر خود بود ، اين قطعه در تهنيت آن فتوح گفت ، قطعه : همايون و فرخنده بر اهل گيتى * مبارك رخ و شاه فرخ نژاد است ز يمن يمين و ز يسر يسارش * جهان پر ز آئين و انصاف و داد است شه نيمروزى ! و در روز ملكت * خجسته هنوز اول بامداد است ازين حرب كاندر قهستان نمودى * روان محمد ازين حرب شاد است بمان در جهان تا جهان را طراوت * ز آب و زنار و زخاك و زباد است نماند فراموش بر ياد خسرو * ثناء « فراهى » اگر هيچ باد است و چون مدتها ملك راند و حادثهء كفار مغل خراسان را خراب كرد و ممالك اسلام بر افتاد ، قلعهايست در حدود نيه [ ( 1 ) ] آن بلاد ، كه آن را قلعهء شهنشاهى گويند و برادرزادهء ملك يمين الدولت پسر ناصر الدين عثمان آن قلعه را بملاحدهء قهستان فروخته بود ، و در تصرف ايشان بود ، و درين وقت ملك يمين الدولت بهرامشاه رسولى فرستاد ، و قلعهء شاهنشاهى را التماس نمود و گفت : اگر مضايقتى رود ، زود لشكر بدان طرف آورده شود . بدين سبب از طرف قهستان فدائى نامزد او شده ، و در شهور سنه ثمان و عشر و ستمائة ، روز جمعه بوقت آنچه به نماز ميرفت ، در ميان بازار چهار فدائى از اطراف او در آمدند و او را شهيد كردند ، عليه الرحمه ، و اللّه اعلم . السابع الملك نصرة الدين بهرامشاه ملك يمين الدولة چون برحمت حق پيوست ، اكابر و امراء نيمروز اتفاق كردند
--> [ ( 1 ) ] اصل : ينه ، پ : نيه . راورتى : نه ، و نيه صحيح است ، زيرا حدود العالم ( نه ) را از شهركهاى حدود خراسان در بحث سيستان آورده و در تاريخ سيستان ( نيه ) هم ضبط شده .